عشق دو کلمه است:
سوختن و خوشبختی
عشق را با تو خلاصه میکنم
|
About Me
سلام به وبلاگ قطرات باران خوش آمدید. امیدوارم از دیدن این وبلاگ لذت ببرید. منتظر نظرهای قشنگتون هستیم My Blog
My Archive
My Categories
Daily Links
Friends Link
Template By
www.TakTemp.Com عسل ح - نازنين |
عشق دو کلمه است:
+ نوشته
شده در ساعت 20:18 توسط قطرات باران
|
ای خوبی خوب
ای خوبی خوب! اینک با دامنی پر از خوب ترین گهر های زمانه دستی پر از زیباترین زیورهای زمین امده ام تا همه را هر چه را اندوخته ام به معبد تو ای الهه ی مهر مهراوه ی قدسی من وقف کنم من از معراج اسمانها میایم همه ی طبقات اسمان را گشته ام در دل ستاره باران نیمه شب های روشنو مهربان تابستان بر جاده ی کهکشان تاخته ام صحرای ابدیت را درنوردیده ام بال در بال فرشتگان در فضای پاک ملکوت شنا کرده ام با خدایان ایزدان امشاسپندان با همه ی الهه های زیبای اسمان با همه ی ارواح جاویدی که در نیروانایروشن و بی وزش ارام یافته اند اشنا بودم از هرجا از هریک یادی یادگاری برایت هدیه اورده ام از سیمای هرکدام زیبا ترین خط را ربوده ام
+ نوشته
شده در ساعت 19:53 توسط قطرات باران
|
دکتر علی شریعتی
باز من مانده ام و تنهایی دست بر زانوی غم سر به دو دست سردی قطره ی لرزانی بر گوشه ی چشم ونگاهم حیران خیره در پرده ی جادویی سایه ی ساقه ی اندامی وبر ان میتابد مهربان پرتو صبحی روشن و در ان میبینم که از دور بال بگشایند زی من بشتاب ان دو اواره کبوترها بنشینند مرا بر دامن مهربان خاموش خیره در من به نیاز وبیفشانمشان به اشک و بیفشانمشان به اشک مهربانی مهربانی جاده ای است که هر چه بیشترروند خطرناک تر میگردد نمیتوان بازگشت... اما لحظه ای باید درنگ کرد و شاید چند گامی بر بیراهه رفت مدتی ست بر جاده ی هموار میرانیم حرف های نزدیک دارند فرا میرسند خطرناک است من و تو وانگاه خود را کلمه ای مییابی که معنایت منم ومرا صدفی که مرواریدم تویی وخود را اندامی که روحت منم و مرا سینه ای که دلم تویی وخود را معبدی که راهبش منم و مرا قلبی که عشقش تویی وخود را قلبی که مهتابش منم ومرا قندی که شیرینیش تویی و خود را طفلی که پدرش منم و مرا شمعی که پروانه اش تویی و خود را انتظاری که موعدش منم ومرا التهابی که اغوشش تویی وخود را هراسی که پناهش منم وناگهان سرت را تکان میدهی و میگویی نه هیچ کدام! هیچ کدام از اینها نیست چیز دیگریست یک حادثه ی دیگریو خلقت دیگری و داستان دیگریست و خدا ان را تازه افریده است دکتر علی شریعتی
+ نوشته
شده در ساعت 19:38 توسط قطرات باران
|
روشنک بیگناه
در این مجری مرمر در همه ی عکس ها
+ نوشته
شده در ساعت 19:14 توسط قطرات باران
|
می رفت آفتاب و به دنبال می کشید
+ نوشته
شده در ساعت 19:3 توسط قطرات باران
|
درد گنگ
نمی دانم چه می خواهم بگویم
+ نوشته
شده در ساعت 19:2 توسط قطرات باران
|
ای دریغا چه گلی ریخت به خک
+ نوشته
شده در ساعت 18:57 توسط قطرات باران
|
قیصر امین پور
الفبای درد از لبم میتراود نه شبنم که خون از لبم میتراود سه حرف است مضمون سی پاره ی دل الف لام میم از لبم میتراود چنان گرم هذیان عشقم که اتش به جای عرق از تبم میتراود
+ نوشته
شده در ساعت 18:52 توسط قطرات باران
|
|
|||